أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

237

تجارب الأمم ( فارسى )

كارسازى پيامبر ( ص ) پس از ظهور اسود عنسى دروغگو ديگر آن كه چون اسود عنسى دروغگو ، در يمن و حضرموت و صنعا به پا خاست و خود را پيامبر خواند ، شهر ، پور باذام [ 1 ] با وى بجنگيد . پيامبر ( ص ) او را پس از پدرش باذام بر كار فرزندان پارس [ 2 ] و برخى كارها كه پدرش مىگزارد ، گمارده بود . اسود او را بشكست و پارسيان يمن را از گرد او بپراكند . سپس بر او دست يافت و او را بكشت و بر صنعا چيره شد ، كه كارگزاران پيامبر بگريختند و كار اسود بالا گرفت و چون آتش در همه جا بيفتاد . اسود ، عمرو پسر معدى كرب را كه از اسلام برگشته بود ، در قبيلهء مذحج جانشين خود كرده بود و كار سپاه خود را به قيس پسر عبد يغوث و كار پارسيان يمن را به پيروز ديلمى و دادويه سپرده بود . شهر ، دختر عموى پيروز را كه دخترى زيبا بود به زنى گرفته بود و چون شهر كشته شد اسود زن وى را زن خويش كرده بود . چنين بود كه پيامبر ( ص ) به پيروز و گشنسپ و پارسيان ديگر يمن نامه نوشت كه همچنان بر دين خود بمانند و در برابر اسود به پا خيزند . بكوشند تا وى را چه ناگهانى و چه با جنگ روياروى ، از پاى درآورند . نامه پيامبر كه به اين ياران قيس نوشته بود ، اسود را بر قيس خشمگين ساخت . [ 157 ] ياران پيامبر با خود گفتند : - « قيس بر جان خويش بيمناك است . با نخستين پيشنهاد به ما خواهد پيوست . پس بياييد تا وى را به سوى خويش بخوانيم . » بر همين راى همداستان شدند . راز خويش را با وى بگفتند و او را به سوى خويش خواندند و پيام پيامبر را به وى رسانيدند . گويى چون فرشتگان از آسمان بر او فرود آمده بودند . زيرا وى سخت در كار خود اندوهگين و درمانده بوده است . از اين روى ، آن چه گفتند و از او خواستند همه را بپذيرفت . آن گاه ، عامر پسر شهر باذام و گروهى چون ذو مرّان و ذو الكلاع و ذو ظليم ، پا پيش

--> [ ( 1 ) ] باذام ( باذان ) كارگزار خسرو در يمن بود كه در دهمين سال از هجرت پيامبر اسلام آورده بود . [ ( 2 ) ] فرزندان پارس يا پارسيان يمن . در برابر « الابناء » در متن . در متون تازى به آنان گاه ، ابناء اليمن ، گاه ، ابناء فارس ، و گاه ، ابناء گفته‌اند . آنان بازماندگان سربازان پارسى بودند كه انو شروان آنها را به يمن فرستاده بود تا در كنارهء جنوبى جزيرة العرب در برابر حبشيان بايستند . آن گاه هم به فرمان انوشروان در يمن ماندگار شدند .